تئوريهاي اتيسم

تئوريهاي اتيسم

 تئوريهاي اتيسم

برای اینکه بتوانیم یک مشکل را به نحو احسن برسی ومطالعه نماییم آگاهی از تئوریها مهم است. در اینجا ما میخواهیم تئوريهاي اتيسم را بررسی نماییم.

تئوريهاي ارگانيک_ بيولوژيک

تئوریهای ارگانیک بیولوژیک یک دسته مهم از تئوريهاي اتيسم می باشد.  در اين دسته از نظريات مواردي بررسي مي شود که براي نشانه هاي بيماريهاي اختلالات نافذ رشدي و درمان آنها نقص هاي ارگانيک و بيولوژيک را مد نظر قرار مي دهند.

تئوري آينه ي شکسته[1]:

اين تئوري مشکلات شناختي _ اجتماعي افراد مبتلا به اختلالات طيف اتيسم را به بدعملکردي سيستم نورونهاي آينه ايي نسبت مي دهد. اين سيستم نوروني در مهارت تقليد نقش دارد اما شواهد کمي براي اثبات تاثير نقش اين سيستم نوروني در افراد مبتلا به اختلالات طيف اتيسم وجود دارد (ويکتوريا سوتگيت[2]، 2008).

اين تئوري به مطالعه ي رفتار تقليدي مي پردازد (ويليام و همکاران[3]، 2001). در تقليد حرکتي دست[4]، عملکرد سيستم نورون هاي آينه اي موثراست (آياکوبوني [5]، 1999؛ دکتي و همکاران[6]، 1997). شواهد و يافته ها نشان مي دهد که بد عملکردي اين سيستم نوروني، سبب آسيب به توانايي تقليد مي شود (ويکتوريا سيوتگيت[7]، 2008؛ آياباکوني و دوپرتو[8]، 2006). در اين مدل بين يک سيستم مغزي (نورونهاي آينه اي)، يک رفتار (تقليد) و يک اختلال (اتيسم) ارتباطاتي وجود دارد.

اين سيستم نوروني در تقليد، همدردي[9] (گالسي[10]، 2003)، تئوري ذهني[11] (گالسي و گولد من[12]، 1998) و زبان[13] (ريزولاتي و آربيب[14]، 1998) نقش دارد و هرگونه آسيب و بد عملکردي آن باعث به وجود آمدن اختلالاتي مي گردد (لوبرمن و راما چاندران[15]، 2007). از آنجاکه تقليد توانايي شناختي اجتماعي است که با اختلالات طيف اتيسم و سيستم نورونهاي آينه اي ارتباط دارد بنابراين مي توانيم نتيجه بگيريم که تقليد مي تواند کليد ارتباط اتيسم با سيستم نورونهاي آينه اي است (آياکوبوني، 1999؛ ويلييامز و همکاران، 2004[16]).

تئوري هاي رژيم غذايي:

هدف اين نظريات بررسي ارتباط بين اتيسم و رژيم غذايي مي باشد. در يکي از اين تئوري ها رفتارهاي اتيستيک به اختلالات متابوليک نسبت داده مي شود (توانايي شکستن ترکيبات فنوليک آمين[17] خاص). پيشنهاد ديگر اذعان مي داردکه عفونت مخمر کانديديازيس[18]منجر به ايجاد علايم و رفتارهاي اتيستيک مي شود. تئوري سوم به نظريه ي بي تعادلي مواد شبه افيوني[19] و ارتباطات آن با پروتين هاي گلوتين و کاسيين[20] معروف است. پيشنهادات ديگر واکسن ها، مصرف آنتي بيوتيک، استرس، مسموميت با جيوه و ديگر مسموميت هاي محيطي به عنوان شروع کننده مي دانند. لازم به ذکر است که اين عوامل درکودکاني که از لحاظ ژنتيکي مستعد هستند تاثير مي گذارد (گولدن برگ و گولدن برگ[21]، 2003).

[1]-Broken Mirror Theory

[2]– Victoria Southgate

[3]– Williams, J.H. et al

[4] – Hand-action

[5]– Iacoboni

[6] – Decety, J. et al.

[7]– Victoria Southgate

[8]– Iacoboni, M. and Dapretto, M

[9] – Empathy

[10] – Gallese

[11] -Theory of mind

[12]– Gallese, V. and Goldman, A

[13] -Language

[14]– Rizzolatti, G. and Arbib, M.A

[15]-Luberman andRamachandran

[16]-Williams et al

[17]– Phenolic amine compounds

[18] – Candiasis yeast

[19] – Opioid excess theory

[20] -Gluten and casein protein

[21]– Goldenberg, I.,& Goldenberg,H

Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.