موارد نقض نهایت مغز مذکر اتیسم

موارد نقض نهایت مغز مذکر اتیسم

موارد نقض نهایت مغز مذکر اتیسم

شواهدي از اتيسم که از موارد نقض نهایت مغز مذکر اتیسم محسوب می گردد.

چون غلبه ي طرفي مردان بیشتر از  زنان است بنابراين مبتلايان اتيسم بايد غلبه ي طرفي بيشتري نشان دهند.

مطالعات روي برتري طرفي مغز در مبتلايان به اتيسم با استفاده از آزمون شنود دوگانه و پتانسيل هاي شنيداري برانگيخته ناهنجايهايي را مشخص مي نمايد که در تضاد با پيش بيني تئوري مي باشد.

پرييور و برادشاو در 1979 متوجه شدند که کودکان اتيسم در آزمون شنود دوگانه گوش راست را ترجيح نمي دهند.

داوسون، فينلي، فيليپس و گالپرت در 1986 متوجه شدند که کودکان اتيسم عدم تقارن را در پاسخهاي گفتاري شنيداري برعکس گروه کنترل نشان نمي دهند.

مطالعات با استفاده از اس_ پي_ اي_ سي_ تي نشاندهنده نقص در عدم تقارن نيمکره اي است.(چيرون، لبوير، لون، جامباکيو، نوتين و سيروتا، 1995).

ساتز ادعا میکند که برتري طرفي کودکان اتيسم در مقايسه با کودکان طبيعي خيلي ضعيف مي باشد .

اين يافته ها از موارد نقض نهایت مغز مذکر اتیسم مي باشد.

محققان تنها برتري طرفي زباني  کودکان اتيسمي که تاخير زباني زياد و چشمگيري داشته اند را بررسی نموده اند.

مطالعه روي تواناييهاي بينايي_ فضايي کودکان اتيسم و آسپرگر خالص میتواند صحت اين تئوري تایید کند.

نتيجه گيري:

در اين مدل قرار گرفتن همه ي افراد در طيفي بين مغز زنانه و مغز مردانه يک فرض اساسي مي باشد. براساس اين نظريه افراد داراي تعادل شناختي کساني هستند که جسم قومي[1] و روان قومي[2] خوب و سالمي دارند و هيچ اختلافي بين آنها مشاهده نمي شود.

افراد دارای فيزيک جمعي بهتر از روان جمعي وجود دارند که  اين با وضعيت مغز مردانه همبستگي دارد.

در افراد دیگر اختلاف ناچيز با مغز نوع مردانه وجود دارد که در سندرم آسپرگر مشاهده می کنیم.

ممکن است با وجود اختلاف قابل توجه سندرم آسپرگر فرانک[3] و با افزايش اين اختلاف سندرم اتيسم کلاسيک را مشاهده خواهيم نمود (سيمون بارون کوهن، 1999).

کودکان مبتلا به سندرم ويليامز را نيز مي توانيم به عنوان شکل نهايي مغز زنانه [4]در نظر بگيريم (ويلييامز، بارنت و مک،1990[5]). تاکنون پايه هاي عصب زيستي نورو بيولوژيکي اين مدل مشخص نشده است (سيمون بارون کوهن، 1999).

[1]– Folk physics

[2] – Folk psychology

[3]-Frank aspeger syndrome

[4]– Extreme form of the female brain

[5] – Williams, c, Barnett, A, & Meck, W

Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.