شيوع اتيسم / اوتیسم

شيوع اتيسم / اوتیسم:

امروزه شيوع اتيسم / اوتیسم براساس مطالعاتي تخمين زده مي شود که از سي سال پيش تا کنون انجام گرفته است و حداقل بيست و سه مطالعه در مورد آن انجام شده است.

اين مطالعات معيار هاي تشخيصي متفاوتي را براي تشخيص افتراقي به کار برده اند و تعريف اتيسم، نوع و جمعيت نمونه ها ي مورد مطالعه نيز در طي اين سالها تغيير نموده است.

روتر شيوع اتيسم / اوتیسم را يك در 5هزار مورد گزارش نموده است و بيشتر روانپزشكان شيوع آنرا يك در دو هزار مورد مي داند كه در پسران 4 و يا 5 برابر بيشتر از دختران مي باشد (دونالدسون مورگال[1]، 2000).

مطالعات اخير شيوع اتيسم / اوتیسم را حدود نه مورد در ده هزار مورد تخمين زده اند در مطالعه اي، تحقيقات راجع به اتيسم از سال1985 جمع بندي گرديده است و ميزان شيوع اتيسم 10 تا 12 مورد در هر 10000 مورد تخمين زده شده است.

اختلالات اتیسم در کشورهای جهان

در سالهاي اخير نوزده مطالعه در ده کشور جهان در مورد شيوع اتيسم انجام گرديده است و ميانگين شيوع اتيسم پنج مورد در هر ده هزار مورد تخمين زده شده است

اين يافته ها نشان مي دهند که شيوع اتيسم در حال افزايش مي باشد

دليل آن مي تواند آگاهي جمعيت انساني از اتيسم و نوع ارزيابي هاي انجام يافته باشد.

اختلال اتیسم و جنسیت:

اختلالات طيف اتيسم در مردان سه تا چهار برابر بيشتر از زنان مشاهده مي گردد.

براساس مطالعه اي که در سال 2007 منتشر شده است شيوع اختلالات طيف اتيسم يک مورد در هر 166 کودک گزارش شده است.

ميزان آن در پسران چهار برابر دختران است (فوم بون[2]، 2003؛ فوم بون، 2005).

اتیسم و نژاد

مطالعه ايي با حضور 2685 بيمار، شيوع 1 در هر 155 نفر (7/0) با بالاترين ميزان در نيو جرسي و پايين ترين ميزان در آلاباما گزارش نمود.

شيوع در سفيد پوست ها بيش از سياه پوستان و در مردان بيش از زنان گزارش شد.

تغييرات شناختي در زنان بيش از مردان بود (کوکارو[3]، برينکلي[4]، آبرامسون[5] وهمکاران 2007).

اتیسم در ایران

مطالعه ي ديگري که توسط غني زاده در ايران انجام گرديد ميزان شيوع 9/1 در صد گزازش شد (غني زاده، 2008).

گروههاي تحقيقي ديگر تفاوتي را در سياه پوستان وسفيد پوستان مشاهده نکردند.

به نظر مي رسد که شيوع اتيسم نسبت به دهه هاي گذشته افزايش چشمگيري پيدا کرده است

دلايل متعددي را مي توان براي اين افزايش در نظرگرفت که عبارتند از:

الف تغيير معيار هاي تشخيص افتراقي

ب- افزايش آگاهي از اختلال

ج- فاکتور هاي خطر محيطي

د- تغييرات ژنتيکي – اجتماعي خاص[6] (گيلبرگ[7]، 2005؛ سيلبرمن[8]، 2001؛ هربرت[9]، 2006).

[1]-Donaldson and Morgal

[2] -Fombone

[3] -Cuccaro

[4] – Brinkley

[5] – Abramson et al

[6]-Specific genetic – social changes

[7]-Gillberg

[8]-Silberman

[9]-Herbert

Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.