آسیب شناختی خفیف

آسیب شناختی خفیف[1]:

آسیب شناختی خفیف به عنوان یک برچسب تشخیصی:

برای بیماران مبتلا به آسیب شناختی خفیف اصطلاحات متنوعی به­ کار برده می­شود که اصطلاح آسیب شناختی خفیف به­صورت بسیار وسیعی استفاده می­شود. پترسون و همکاران در سالهای 1995 و 1999 بر اساس معیارهای زیر آنرا تعریف نموده ­اند

  • شکایت ضمنی ار مشکل حافظه که مصاحبه نیز آنرا تایید می­نماید.
  • علامتی بسیار آشکار از اختلال حافظه
  • مهارتهای شناختی عمومی سالم هستند.
  • فعالیت های زندگی روزمره سالم هستند.
  • بیمار علایم دمانس ندارد و به دمانس مبتلا نیست.

ADNI [2] به صورت کاربردی، عملیاتی [3] وکیلینیکی علایم فوق را به صورت زیر برای تشخیص آسانتر این بیماری مشخص نموده است.

  • شکایت ضمنی از حافظه که با مصاحبه تایید می­شود.
  • SD5- و یا بیشتر از آن با تاخیر 20 دقیقه در به یادآوری داستان A (برای این کار از مقیاس حافظه وکسلر بخش حافظه منطقی گرفته می­شود).
  • ادراک عمومی فرد طبیعی است و در آزمون MMSE نمره 24- 30 را به­دست می­آورد.
  • فعالیت زندگی روزمره[4] سالم است و درآزمون CDR ایندکس 0.5 نمره به­دست می­آید (موریس، 1993).
  • تشخیص قطعی عدم وجود دمانس باید وجود داشته باشد.

آسیب شناختی خفیف دو گروه سالمندی وجود دارد که عبارتند از:

  • سالمندان سالمی که سطح فعالیت شناختی آنها پایین است.
  • سالمندان مبتلا به دمانس که سطح فعالیت شناختی بالایی دارند.

این دو گروه سالمندی به شکل کاملا درستی از هم دیگر تشخیص داده نمی شوند. بنابراین سالمندانی که تشخیص آسیب شناختی خفیف را دریافت می­کنند یا به گروه سالمندان سالم و یا به گروه سالمندان مبتلا به دمانس تعلق دارند. این یافته ها نشان می­دهند که آسیب شناختی خفیف یک شکل ثابت و گروه همگنی نیست و یا حداقل درمانگران بالینی این دو گروه را نمی­توانند از همدیگر تمایز دهند. آسیب شناختی خفیف به این دلیل به کاربرده می­شود که درمانگر نمی­تواند بیمار را دقیقا در یک گروه خاص قرار دهد و به ایتن حقیقت اشاره دارد که دمانس یک بیماری پیشرونده است و همچنین حاکی از این است که تحقیقات در حیطه آسیب شناختی خفیف اندک است و نتیجه عمومی این تحقیقات می تواند حاکی از تغییر بیمار به اختلال دمانس، باقی ماندن در مرحله آسیب شناختی خفیف و یا بازگشت به گروه سالمندان سالم است.

پترسون و همکاران تخریب متوسطی را در هیپوکامپ بیماران مبتلا به آسیب شناختی خفیف مشاهده نمودند که این وضعیت در سالمندان سالم و مبتلا به آلزایمر مشاهده نشد (جاک و امکداشلاری، 1999).

تشخیص زود هنگام دمانس:

تشخیص زود هنگام در بیماری دمانس مفهومی است که هر لحظه در حال تغییر است. آسیب شناختی خفیف مفهومی مانند مفهوم پری­دمانس دارد. در DSM-V این مفهوم به آسیب عصب شناختی کوچک تغییر یافته است. معیار های تعین آسیب عصبی شناختی کوچک در DSM-V مانند معیارهای آسیب شناختی خفیف است و تنها تفاوتی که وجود دارد این است که در DSM-V دیگر به عنوان آسیب شناختی خفیف شناخته نمی­شود. هر اسمی که به این اختلال داده می­شود مهم نیست آنچه که مهم است این است که این معیارهای تشخیصی به شکل وسیعی شناخته شده و مورد قبول واقع شده است.

تشخیص این اختلال در DSM-V به عنوان شرط پری­دمانس پذیرفته می­شود که می­تواند برای تحقیقات و فعالیتهای کیلینکی مفید بوده و منافعی داشته باشد. معمولا احتمال اینکه آسیب شناختی خفیف به دمانس تبدیل شود بسیار زیاد است. سالمندان مبتلا به آسیب شناختی خفیف به سه گروه تقسیم می­شوند که شامل بیماران در حال تبدیل به دمانس، بیمارانی که تغییر پیدا نمی­کنند و سالمندان گروه سالم که عملکرد شناختی آنها به شکل ثابت و تغییر ناپذیری در سطوح پایین قرار دارند. اینکه هر فردی به کدام گروه آسیب شناختی خفیف تعلق داشته باشند به معیارهای زیر وابسته هستند.

  • معیارهای انتخاب (گروه کیلینیکی در مقابل گروه سالم)
  • ماهییت شکایت از حافظه (برانگیخته یا خودانگیخته)
  • بیماران با کدام آزمون مورد ارزیابی قرار می­گیرند (داستان در مقابل یادگیری لیست و یا یک گزینه­ای و یا چند گزینه­ای).
  • نوع و تفسیر مقیاسهای در حیطه­های غیر از حافظه نیز در این تقسیم بندی بسیار موثر می­باشد.

بنابراین فاکتورهای موثر بالا را باید در تفسیر وشرح یافته­ها در تحقیقات و مطالعات پری دمانس در نظر بگیریم.

[1] – Mild cognitive impairment

[2] -Alzheimer’s disease neuroimaging Initiative

[3] -operative form

[4] – ADL (activity daily living)

Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.