نامگذاری اعصاب جمجمه‌ائ

 

تعداد ۱۲ جفت اعصاب جمجه‌ای وجود دارد که آنها را از سمت سری دمی[۱] و یا از بالا به پایین بشرح زیر، ضشماره‌گذاری و نامگذاری می‌کنند.

I ـ بویایی[۲]

II ـ بینایی[۳]

III ـ محرک مشترک چشم[۴]

IV ـ قرقره‌‌ای[۵]

Vـ سه قلو[۶]

VI ـ محرک خارجی چشم[۷]

VII ـ صورتی[۸]

VIII ـ تعادل شنوایی[۹]

IX ـ زبانی حلقی[۱۰]

X ـ مبهم[۱۱]

XI ـ فرعی نخاعی[۱۲]

XII ـ زیرزبانی[۱۳]

 

عصب بویایی[۱۴]

از نوع عصب حسی ویژه محسوب می‌شود. الیاف تشکیل‌دهنده آن در واقع، آکسون نورونهای دو قطبی هستند که رد اپیتلیوم مخاط بویایی سقف و سقف و قسمت فوقانی دیواره میانی و جداره طرفی بینی قرار دارند. این رشته‌ها بصورت ۲۰ تا ۳۰ دسته عصبی به طور عمودی از سوراخهای صفحه غربالی[۱۵] استخوان اتموئید وارد حفره قدامی جمجمه شده و با نورونهای موجود در پیاز بویایی سیناپس می‌کنند. آکسون نورونهای اخیر، نورا بویایی[۱۶] را تشکیل می‌دهند که در منطقه بویایی مغز ختم می‌شوند.

در تصادفات ناشی از برخورد شدید سر به شیشه اتومبیل و ایست ناگهانی جمجمه، اعصاب بویایی ممکن است توسط صفحه غربالی استخوان اتموئید قطع گردند که نتیجه آن از بین رفتن حس بویایی[۱۷] خواهد بود.

 

 

روش معاینه ی عصب بویایی

از بیمار خواسته می شود چشمان خود را ببندد، سپس یک سوراخ بینی او را گرفته ، ماده ی معطر را جلوی سوراخ دیگز قرار می دهیم و از او سوال می کنیم بویی درک می کند یا نه و همین کار را با سوراخ دیگر انجام می دهیم.

اگر بویایی به طور کامل از بین رفته باشد ، آنوسمی نامیده می شود که پس از ضربه های مغزی و تومور لب پیشانی شایع تر است.

 

عصب بینایی[۱۸]

بیش از یک میلیون رشته در تشکیل این عصب شرکت دارند که در واقع آکسون سلولهای گانگلیونی شبکیه چشم می‌باشند. عصب بینایی از سوراخ اپتیک واقع در ریشه بال کوچک استخوان اسفنوئیدبه حفره جمجمه وارد می‌شود در جلو و بالای زین‌ترکی دو عصب بینایی راست و چپ به یکدیگر می‌پیوندند و کیاسمای بینایی را تشکیل می‌دهند (در کیاسما، فقط بخش نازال این اعصاب با یکدیگر تقاطع می‌کنند).

بعد از کیاسما، رشته‌های بخش نازل یک چشم با بخش تمپورال شبکیه چشم طرف دیگر کنار هم قرار گرفته، نوار بینایی[۱۹] را تشکیل می‌دهند. نوار بینایی هر طرف، پایه مغزی را از خارج دور زده، در عقب و پایین تالاموس به جسم زانویی خارجی[۲۰] ختم می‌شود. ادامه مسیر بینایی را در مبحث راه بینایی مطالعه نمائید.

روش معاینه عصب دوم شامل چهار مرحله است :

۱-   بررسی توان بینایی [۲۱]

۲-   ارزیابی میدان بینایی [۲۲]

۳-   دیدن ته چشم [۲۳]

۴-   بررسی تشخیص رنگها

توان بینایی

صفحات ویژه ای را در فاصله ۳۰ سانتی متری هر چشم بیمار بطور جداگانه قرار داده از او می خواهیم خطوط را بخواند یا جهت آن را بگوید.

روش دیگر اینکه بیمار باید از فاصله ۶ متری صفحات مخصوصچشم پزشکی را نگاه کند و به سوالات پزشک در مورد جهت حروف پاسخ دهد.

ساده ترین آزمایش برای ارزیابی توان بینایی این است که از بیمار بخواهیم تعداد و نام انگشتانی را  که جلوی هر چشم به طور جداگانه می آوریم در فاصله های متفاوت بیان کند.(باید چشم دیگر بسته باشد)

 

میدان بینایی

میدان بینایی یه طور همزمان و نیز با بستن یکی از چشم ها آزمایش می شود : در فاسله ی یک متری درست روبروی بیمار نشسته دستهای خود را از طرفین باز می کنیم بطوری که از میدان دید خود و از بیمار می پرسیم کدام جرکت می کند؟ یکی یا هر دو؟

در روش دیگر که میدان هر چشم جداگانه معین می سود، از سنجاقهای ته قرمز بزرگ استفاده می شود. به این طریق که از پشت سر بیمار و در زوایای مختلف ، قسمت قرمز رنگ سنجاق را به میدان بینایی او وارد کرده ، از او می خواهیم با آغاز دیدن ، بله بگوید. در این آزمایش بیمار باید به طور پیوسته مستقیما قاصله دور را نگاه کند.

در آسیب های تقاطع بینایی ، لب گیجگاهی ، تومورهای هیپوفیز و ضایعات قشر لب پس سری میدان بینایی دپار اختلال می گردد.

 

عصب اوکولوموتور[۲۴]

این عصب در سمت داخلی پایه‌های مغزی، از شیار پلی پایه‌ای مغز میانی، از ساقه مغز خارج می‌شود و سپس از سمت خارجی زایده سریری خلفی[۲۵] تنه استخوان اسفنوئید وارد جداره خارجی سینوس غاری[۲۶] شده و به دو شاخه فوقانی و تحتانی تقسیم می‌شود که از شکاف کاسه چشمی فوقانی[۲۷] و سپس از درون حلقه و ترس مربوط به عضلات خارجی کره چشم به حفره کاسه چشم[۲۸] وارد می‌گردد. در درون سینوس غاری، الیاف پس عقده‌ای سمپاتیکی نیز از شبکه دور شریان کاروتید داخلی به عصب اوکولوموتور می‌پیوندند. عصب اوکولوموتور علاوه بر دارا بودن رشته‌های سوماتوموتور برای تحریک عضلات خارجی چشم (به استثنای عضلات راست خارجی و مایل فوقانی) و الیاف پس عقده‌ای سمپاتیک، حاوی الیاف پیش عقده‌ای پاراسمپاتیک نیز هست که پس از سیناپس در گانگلیون مژگانی،[۲۹] به کره چشم وارد می‌شوند. رشته‌های سمپاتیک با انقباض عضلات شعاعی مردمک، سبب اتساع مردمک[۳۰]می‌شوند و الیاف پاراسمپاتیک با انقباض عضلات حلقوی و تنگ کردن مردمک[۳۱] و همچنین انقباض عظله مژگانی[۳۲] و افزایش تحدب عدسی، چشم را برای دید نزدیک[۳۳] تطبیق می‌دهند .

 

روش معاینه ی عصب سوم

۱-   به حالت پلکها توجه می کنیم ف آسیب زوج سوم به افتادگی پلک در همان سمت ضایعه می انجامد.

۲-   از بیمار می خواهیم به بالا، پایین و داخل نگاه کند بدون اینکه سر خود را حرکت دهد.

۳-   به قطر مردمک ها و واکنش آنها به نور توجه می کنیم.

۴-   چگونگی تطابق چشم ها را بررسی می کنیم.

 

عصب تروکله‌آر

عصب تروکله آر، تنها عصبی است که از سطح خلفی ساقه مغزی خارج می‌شود. محل خروج آن در حدفاصل پل و مغز میانی از طرفین مهار پرده[۳۴]است. سپس پایه مغزی را از سمت خارج دور زده، وارد جداره خارجی سینوس غاری می‌گردد و در حالی که در زیر عصب اوکولوموتور قرار گرفته، از راه شکاف کاسه چشمی فوقانی در خارج حلقه وتری به حفره اوبیت وارد می‌شود و سپس این حفره را بالاتر از عضلات خارجی چشم، از خارج بداخل طی می‌کند و در نهایت به عضله مایل فوقانی[۳۵] چشم ختم می‌شود.

 

روش معاینه ی عصب چهارم

از بیمار می خواهیم به پایین و داخل نگاه کند.

 

عصب سه قلو[۳۶]

قسمت اعظم عصب تریجمینال را الیاف حسی و بخش کوچکی از رشته‌های حرکتی تشکیل می‌دهد. این عصب در حد فاصل سطح قدامی و طرفی پل مغزی از آن خارج می‌شود. سپس به سمت جلو امتداد یافته بعد از عبور از کناره فوقانی پتروس تمپورال، در فرورفتگی تریجمینال[۳۷] سطح قدامی پتروس به گانگلیون سه قلو[۳۸] می‌پیوندد. در این محل، شریان کاروتید داخلی در مجاورت داخلی گانگلیون تریجمینال قرار دارد. مجاورت نزدیک شریان به آن، گاهی اوقات سبب تحریک غیرطبیعی گانگلیون شده که می‌تواند یکی از علل پیدایش درد عصب سه قلو[۳۹] یا تیک دردناک باشد.

از گانگلیون تری‌جمینال، سه شاخه چشمی[۴۰] فکی بالا[۴۱] و فکی پایین[۴۲] منشأ می‌گیرند. عصب افتالمیک در جداره خارجی سینوس کاورنوس، در پایین عصب تروکله‌آر به سمت جلو می‌رود و خود به سه شاخه اشکی[۴۳]  پیشانی[۴۴] تقسیم شده، از راه شکاف کاسه چشمی فوقانی به حفره اوربیت وارد می‌شود. عصب ماگزیلاری، از راه سوراخ گرد[۴۵] از جمجمه خارج شده، پس از طی حفره تریگوپلاتین، از راه شکاف کاسه چشمی تحتانی وارد حفره اروبیت می‌شود. بالاخره، عصب ماندیبولار که الیاف حرکتی را نیز به همراه دارد. از طریق سوراخ بیضی[۴۶] از جمجمه خارج و به حفره اینفراتمپورال می‌رسد .

 

 

روش معاینه ی عصب پنجم

۱-   با به کار بردن سوزن و پنبه، حس درد و لمس نواحی صورت و پیشانی را معاینه کرده، هر نیمه را با نیمه ی دیگه مقایسه می کنیم.

۲-چشمان بیما ر را می بندیم و سه ناحیه از صورت را با پارچه لمس می کنیم.آزمون گر باید در مفابل بیمار و در خط وسط  بایستد.

بخش چشم بوسیله لمس بالای ابرو و بخش ماگزیلاری به وسیله لمس لب بالایی در یک حرکت بالا رو به طرف استخان گونه وبخش مندیبولاری به وسیله لمس بین لب پایینی و چانه  در یک حرکت بالا رو به سمت استخوان گونه انجام می گیرد.

سمت چپ و راست  باید به طور جداگانه تست شود و مقایسه شود.

۳-   رفلکس قرنیه- پلکی :  با مالیدن پنبه روی قرنیه ، بیمار پلک می زند. در مواردی که فلج محیطی زوج هفتم بروز کرده باشد، بیمار پلک نمی زند ولی حس قرنیه را دارد.

۴-   از بیمار می خواهیم دندانها را روی هم فشار دهد و سپس با لمس ماهیچه های گیجگاهی و جونده قدرت و قوام آنها را بررسی می کنیم.

۵-   از بیمار  در خواست می شود دهان خود را با قدرت باز نگه دارد و از بسته شدن دهانش بوسیله ی معاینه کننده جلوگیری کند.چنانچه زوج پنجم دچار آسیب باشد ، هنگام بازکردن دهان ، چانه ی بیمار به سمت ضایعه منحرف می شود.

یک دست خود را بگذارید روی نوک استخوان مندبیل بیمار و فمک را باز نگه دارید. دست دیگر را بر روی پیشانی بیکار بگذارید به منظور جلوگیری از کشش گردن.از بیمار بخواهید که فک خود را بر خلاف نیروی که شما وارد می کنید ، ببندد.بیمار باید قادر باشد فک د را بر خلاف نیرو ببندد.

دست خود را بر روی نوک مندبیل بگذارید و از بیمار بخواهید فک خود را از        یک طرف به طرف دیگر حرکت دهد و روانی حرکت را بسنجید.

دست خود را بروی مندبیل بگذارید و از بیمار بخواهید فک را بر خلاف   نیروی وارد شده به طرفین حرکت دهد.

۶-   رفلکس چانه : برای گرفتن این رفلکس در حالی که بیمار دهان خود را نیمه باز نگه داشته است، انگشت نشانه ی خود را روی چانه ی او قرار می دهیم و ضربه ی چکش ر ا به انگشت وترد می کنیم.در افراد عادی یا حرکتی دیده نمی شود یا دهان به آرامی بسته می شود ولی در افرادی که دچار ضایعه هستند ممکن است رفلکس شدید تر باشد.

۷-   عصب پنجم مسئول حرکات گاز زدن وجویدن است و عمل آن را به آسانی می توان در ارزیابی تغذیه اصلاحی[۴۷] مشاهده کرد.

باید مشخص شود که آیا کودک آسیب دیده عصبی به واسطه عمل عضلات جویدن قدرت نرم کردن غذای سفت را دارد.همچنین ذکر این نکته که آیا زبان قادر به چرخاندن ماهرانه ی لقمه ی غذا و قرار دادن آن بین دندان های با خیر، اهمیت دارد.

ناهنجاری کاملا شناخته شده کنترل عصبی عضلات فک، گاز زدن غیر طبیعی، بازتاب فکی یا بازتاب جویدن غیذ طبیعی نامیده می شود که یک پاسخ گاز زدن بسیار نیرومند و اغراق آمیز است.بازتاب فکی غیر طبیعی نشان دهنده ضایعه ی نرون حرکتی فوقانی در بالای سطح پل مغزی است. لرزش فکی غیر طبیعی غلبا در نوزادان و کودکان خردسال آسیب دیده عصبی مشاهده می شود و غالبا بر الگوهای طبیعی غذا خوردن تاثیر می گذارد. این علامت ممکن است به شکل حرکات کلونیک و سریع فک تحتانی تظاهر کند که نشانگر وجود بازتاب فکی بیش از حد نرمال است.

 

عصب محرکه خارجی چشم[۴۸]

از شیار پلی بصل النخاعی در طرفین خط وسط، و در واقع ازقسمت تحتانی سطح قدامی پل، خارج می‌شود و پس از عبور از رأس پتروس تمپورال، به سینوس غاری وارد شده و در مجاورت خارجی شریان اینترنال کاروتید قرار می‌گیرد. عصب ابدوسنت از شکاف کاسه چشمی فوقانی و اغز درون حلقه وتری به حفره اوریت وارد می‌شود. سپس در حالی که در پایین اعصاب اوکولوموتور و نازوسیلیاری قرار گرفته، به سمت خارج طی مسیر کرده و به عضله راست خارجی[۴۹] ختم می‌شود.

این عصب کره ی چشم را به خارج می برد.برای معاینه از بیمار می خواهیم در حالی که سر خود را ثابت نگه داشته، به طرفین نگاه کند.اگر ضایعه ای در عصب باشد نه تنها کره ی چشم به خارج نمی رود بلکه بدلیل برتری نیروی زوج سوم ، چشم به سمت داخل کشیده می شود و بیمار حالت لوچی پیدا می کند.

 

عصب صورتی[۵۰]

بخش اعظم این عصب را رشته‌های حرکتی (حرکتی ارادی و پاراسمپاتیک) و بخش کوچکی از آن را الیاف حسی (حس عمومی و حس چشایی) تشکیل می‌دهد. عصب صورتی از کنار تحتانی پل، کمی داخل‌تر از عصب زوج ۸ کرانیال، از شیار پل بصل‌النخاعی خارج می‌شود و سپس با بخش حسی خود که عصب واسطه‌ای[۵۱] نامیده می‌شود، همراه با عصب ۸، در سطح خلفی پتروس تمپورال، به سوراخ گوشی درونی[۵۲] ، وارد می‌شود. در عمق این حفره از عصب زوج ۸ جدا شده، از کانال مخصوص خود، در بالای سطح داخلی حفره گوش میانی[۵۳] با یک مسیر قوسی به سمت عقب و پایین طی مسیر می‌کند و بالاخره در عثب زایده نیزه‌ای‌شکل[۵۴] استخوان تمپورال، از سوراخ استیلوماستوئید خارج شده و وارد ضخامت غده پاروتید می‌شود. در ضخامت این غده به شاخه‌های انتهایی خود تقسیم می‌گردد. عصب صورتی، تمام عضلات مشتق شده از کمان دوم حلقی، یعنی عضلات حالتی صورت و عضله رکابی[۵۵]) را عصب می‌دهد.

لازم به ذکر است که بخش حسی و پاراسمپاتیک عصب فاسیال، تحت عنوان عصب طناب صماخی[۵۶]  قبل از خروج از سوراخ استیلوماستوئید از آن جدا شده و پس از عبور از صندوق صماخ[۵۷]، از طریق درز گلازر[۵۸] به حفره اینقرا تمپورال می‌رسد که در اینجا به عصب لینگوال پیوسته و همراه آن بقیه مسیر خود را تا غدد ساب ماندیبولار و ساب لینگوال و همین‌طور تا دوسوم بخش قدامی زبان، طی می‌کند. همچنین در عمق اینترنال اکوستیک مآتوس، شاخه پاراسمپاتیکی خاره‌ای بزرگ[۵۹] از عصب فاسیال جدا می‌شود که بعد از طی حفره میانی جمجمه، کانال تریگوئید و حفره تریگوپالاتین با شاخه زایگوماتیک عصب ماگزیلاری همراه شده، به غده اشکی ختم می‌شود.

 

 

 

روش معاینه ی عصب هفتم

از بیمار می خواهیم دستورهای زیر را اجرا کند:

۱-   پلکها را محکم ببندد.

۲-   دندانهایش را نشان دهد.

۳-   سوت بزند یا لبها را غنچه کند.

۴-   ابروها را بالا ببرد.

برای تست عصب ۷ ابتدا در حالت عادی و بدون حرکت صورت ، به قرینگی صورت توجه کنید.

پیشانی

از بیمار بخواهید پیشانی خود را جمع کندو سقف را نگاه کند.به قرینگی چین و چروک ها در هر دو طرف توجه کنید.

چشم ها:

از بیمار بخواهید چشمانش را هرچه محکمتر ببندد.به انقباض oculi حلقوی و چین و چروک اطراف چشم توجه کنید.

دهان:

از بیمار بخواهید لبخند بزند یا گوشه های لب را به عقب بکشد، به قرینه بودن دو طرف توجه کنید.

از بیمار بخواهید لب هایش را جمع کند(غنچه کند) به قرینگی انقباض توجه کنید.

زمانی که لقمه کوچک غذا بر روی لب تحتانی و در خط وسط قرار می گیرد، عصب صورتی کودک دچار مشکل حرکتی دهانی، فعال می شود که از مشاهده ی آن می توان برای تایید طبیعی یا غیر طبیعی بودن حرکات لب و قسمت تحتانی صورت استفاده کرد. ممکن است فقدان پاسخ خنده بین ۲ و۴ ماهگی نشان دهنده فلج دو طرفه صورت همراه با ضعف کنترل لب باشد.برای تشخیص علائمی که موید اختلال نرون حرکتی تحتانی یا فوقانی هسنتد، باید به دقت، گفتار بسیار آرام  و خنده یا پورخند محدود شده را ارزیابی کرد.

خنده ناقرینه همراه با مسطح بودن یک طرفه چین خیشومی-لبی علامت فلج یک طرفه است که چنانچه با فقدان حرکت همان طرف در هنگام چین خوردن عضلات پیشانی همراه شود، مشکوک به آسیب یک طرفه نرون حرکتی تحتانی است.آسیب نرون حرکتی تحتانی با شل شدن عضلات صورت از جمله لب ها، وضعیت دهان باز و آبریزش نیز همراه است.

چگونگی انجام آزمایش چشایی

در حالی که زبان از دهان خارج شده است ، با پنبه ی اغشته به آب نمک یا شربت، چشایی بیمار را بررسی می کنیم، بدین صورت که از بیمار می خ.اهیم چشمان خود را ببندد و پس از مالیدن ماده ی مورد نظر به یک نیمه ی زبان ،چنانچه طعمی حس نمود ، بدون اینکه زبان را درون دهان ببرد دست خود را بلند کند.

در فلج مرکزی ، عدم تقارن تنها در بخش پایینی چهره دیده می شود و بیمار می تواند چشم هایش را ببندد، ولی در فلج محیطی تمام ماهیچه های یک نیمه ی صورت فلج می گردند و بیمار نمی تواند چشم سمت ضایعه را ببندد وگاهی ابروی خود را بالا ببرد.

 

عصب وستیبولوکوکلئر[۶۰]

این عصب همان‌طوری که از اسمش پیداست، دارای دو بخش تعادلی و شنوایی است. بخش تعادلی (Vestibular nerve) آن، اطلاعات ناشی از تغییر وضعیت سر در فضا (تغییر وضعیت خطی و یا زاویه‌دار) را از گیرنده‌های حسی اوتریکول، ساکول و مجاری نیم‌دایره‌ای گوش (بخش وستیول گوش داخلی)، و بخش شنوایی این عصب [۶۱] ، تحریکات شنوایی را از اندام کورتی موجود در حلزون[۶۲] گوش داخلی دریافت نموده و به ساقه مغز انتقال می‌دهد. عصب وستیبولوکوکلئر، از طریق اینترنال اکوستیک مآتوس وارد حفره میانی جمجمه شده و در شیار پل بصل‌النخاعی، کمی خارج‌تر از عصب زوج ۷ به ساقه مغز وارد می‌گردد .

 

 

 

روش معاینه ی عصب شنوایی

برای معاینه شاخه ی شنوایی، جلوی مجرای هر گوش بیمار نجوا می کنیم و از او می پرسیم صدایی می شنود یا نه؟می توانیم از ساعت مچی هم استفاده کنیم.

 

شاخه ی دهلیزی عصب هشتم

نشانه های آسیب شاخه ی دهلیزی سرگیجه ، تهوع و نیستاگموس است.

برای آزمایش بیمار را روی تخت نشانده ابتدا از او می خواهیم که به سمت چپ نگاه کند، سپس در همان حال سر او را بسرعت طوری به عقب خم می کنیم که سر و گردن ۴۵ درجه زیر سطح افق قرار گیرد.در حالی که هنوز چشم های بیمار به طرف چپ است، به مدت ۳۰ ثانیه سر او را در همان وضعیت نگه می داریم و به چشم های او از نظر بروز نیستاگموس توجه می نماییم ؛ همچنین در مورد بروز سرگیجه و حالت تهوع از بیمار سوال می کنیم . آزمایش بالا را دوباره انجام می دهیم ولی ایم دفعه بیمار باید به راست نگاه کند.

چنانچه هنگام انجام آزمون بالا سرگیجه ، تهوع و نیستاگموس بروز نماید ، دلیلی بر وجود ضایعه ی محیطی دستگاه دهلیزی می باشد که با تکرار آزمایش از شدت نیستاگموس و نمودهای بالینی دیگر کاسته می شود و حتی ممکن است ناپدید گردد. در آسیب های مرکزی با انجام آزمایش position تغییری در نشانه ها و علامات بیماری پدید نمی آید.

 

اعصاب زبانی حلقی، واگوس و اکسسوری

از شیار خلفی خارجی[۶۳] بصل‌النخاع، چندین رشته عصبی خارج می‌شوند. این رشته‌ها به صورت سه دسته جداگانه به یکدیگر پیوسته و در مجموع از بالا به پایین، سه عصب گلوسوفارینجیال، واگوس و عصب اکسسوری را تشکیل می‌دهند. این سه عصب از هسته آمییگوس بصل‌النخاع منشاء می‌گیرند که یک هسته برانکیموتور[۶۴] محسوب شده و تحریک عضلات حلق و حنجره را به عهده دارد. علاوه بر آن، اعصاب زوج ۹ و ۱۰ حاوی الیاف پاراسمپاتیک نیز هستند که به ترتیب از هسته بزاقی تحتانی [۶۵] و هسته پشتی[۶۶] منشأ گرفته‌اند. الیاف حس عمومی و چشایی نیز در اعصاب ۹ و ۱۰ وارد می‌شوند.

 

روش معاینه ی عصب نهم

۱-   از بیمار می خواهیم دهانش را باز کند و بگوید /a/ ، ته گلو را از نظر حرکت کام نرم بررسی می کنیم. آیا زبان کوچک در خط میانی است یا نه؟

۲-   آزمایش رفلکس gag با آبسلانگ

۳-   بررسی حس لمس و درد گلو با آبسلانگ

۴-      نوع حرف زدن در ضایعات زوج نهم صدا تو دماغی[۶۷] می شود.

نشانه های آسیب زوج نهم :

·       کاهش یا از بین رفتن رفلکس gag

·       کمی اشکال در بلع بیمار

·       از بین رفتن حس چشایی یک سوم پشتی زبان

·       انحراف زبان کوچک به سمت نیمه ی سالم

·       اختلال حس درد در گلو ، لوزه و پشت زبان

·       افزایش بزاق به دلیل گرفتاری شبکه ی صماخی در آسیب های گوش میانی

ضایعات زوج نهم اغلب با اختلالات زوج دهم همراه است.

 

عصب واگ[۶۸]

رشته های حرکتی این عصب از هسته ی آمبیگوس بصل النخاع آغاز شده همراه با زوج نهم توزیع می شود. عصب واگ شاخه هایی به ماهیچه های کام ، گلو و حنجره می دهد و انشعابات پاراسمپاتیک آن نیز به قفسه سینه و احشای شکمی می روند. تنطیم کشش تارهای صوتی مربوط به زوج دهم می باشد، از این رو در ضایعات آن ممکن است خشونت صدا بروز کند. گرفتاری دو طرفه ی عصب واگ به انسداد گلو و لزوم انجام تراکئوستومی منجر خواهد شد. چنانچه آسیب دو طرفه در بصل النخاع سبب گرفتاری عصب دهم شود ، بلعیدن مواد غذایی دچار اشکال می شود . خطر فرو رفتن غذا به شش ها به وجود می آید.قطع دو طرفه عصب واگ منجر به مرگ می شود.

 

روش معاینه عصب واگ:

قوس و قرینگی کام را در حالت استراحت  به وسیله مشاهده تست کنید. به افتادگی یک قوس نسبت به قوس دیگری توجه کنید.

سپس از بیمار بخواهید آواسازی کند، یکبار بگوید /ah/ و کام نرم را مشاهده کنید که باید به طور قرینه بالا و عقب برود.

اگر کام بالا نرود، رفلکس گگ کامی باید به وسیله لمس کردن تیغه زبانی بر خلاف قوس کامی تست شود.

برای ارزیابی عملکرد حنجره ای از بیمار خواسته می شود آواسازی کند و امتداد دهد .اکه ای مثل /a/ . اگر بیمار تقریبا ۷ تا۸ ثانیه آواسازی کند عملکرد حنجره ای و کنترل تنفسی قابل لبول است.

در آزمایش تغذیه اصلاحی، اعصاب واگ و زبانی حلقی باهم ارزیابی می شوند.مرحله ی نهایی بلع، پس از آن که نوزاد  لقمه غذا را توسط حرکات فک به خوبی جوید و بین زبان و سختکام له کرد، روی می دهد. در این کرحله پایانی بلع غیر ارادی، حلق بینی باید بسته شود.اعصاب جمجمه ای ۹ و۱۰، تحریک عصبی را برای بالا رفتن نرمکام و عمل تنگ کننده های حلق ایجاد می کنند تا بسته شدن کامی-حلقی را تکمیل نمایند. علامت برجسته ضعف کنترل کامی حلقی در نوزادان و کودکان، فقدان مایعات در سرتاسر بینی است.

فلج یک طرفه کام، خواه از نوع نرون حرکتی فوقانی یا تحتانی، به واسطهی عمل ناقرینه ی قوس های کامی آشکار می شود. در اختلال دو طرفه کام پایین تر از سطح مورد انتظار در افراد طبیعی قرار می گیرد. در زمان بسته شدن کامی-حلقی ، نرمکام فلج شده به علت ضایعات یک طرفه یا دوطرفه، حرکت کندی دارد.در آسیب نرون حرکتی فوقانی خفیف تا متوسط ، بازتاب تهوع بیش از حد فعال می شود. با این حال در شدید نرون حرکتی فوقانی ، ممکن است اصلا بازتاب تهوع ایجاد نشود، زیرا پس از تحریک بازتاب به علت درگیری حرکتی، از فعالیت عضلانی ممانعت می شود.

 

عصب شوکی[۶۹]

عصب زوج ۱۱، علاوه بر رشته‌های منشاء گرفته از هسته آمبیگوس، یک ریشه نخاعی نیز دارد که از بخش خارجی شاخ قدامی پنج سگمان فوقانی نخاع گردنی مبدأ می‌گیرد. بنابراین عصب زوج ۱۱، دارای دو ریشه کرانیال و اسپانیال خواهد بود. ریشه اسپانیال آن از حد فاصل ریشه‌های قدامی و خلفی اعصاب نخاعی ناحیه فوقانی گردن، به سمت بالا صعود کرده و پس از عبور از فورامن ماگنوم و ورود به جمجمه، به ریشه کرانیال می‌پیوندد. اعصاب زوج ۱۱ و ۱۰، ۹ همراه باهم از سوراخ جوگولار جمجمه خارج می‌شوند. در پایین فورامن جوگولار، برای مسیر کوتاهی عصب اکسسوری به عصب واگوس می‌پیوندد و سپس از آن جدا می‌گردد. در این همراهی کوتاه، الیاف کرانیال عصب اکسسوری به عصب واگوس پیوسته و همراه آن به عضلات حلق ختم می‌شود. ریشه اسپانیال عصب اکسسوری همان است که به عضله استرنوکلیدوماستوئید شاخه داده و بعد از آن از مثلث خلفی گردن نیز به طور مایل عبور می‌کند و در عضله تراپزیوس ختم می‌شود

عصب یازدهم دارای دو بخش مغزی و نخاعی است و هسته ی آن در بصل النخاع قرار دارد.قسمت مغزی آن با اعصاب نهم و دهم همراه است و بخش خارج جمجمه ای یا نخاعی آن از سوراخ بزرگ استخوان پس سری خارج می شود و به ماهیچه های ذوزنقه ای و جناغی چنبری-پستانی  عصب می دهد.

روش معاینه ی عصب یازدهم

۱-   از بیمار خواسته می شود در برابر فشار معاینه کننده شانه ها را بالا بیاورد.

۲-   از بیمار خواسته می شود بطور همزمان شانه های بالا بیاورد. در صورت گرفتاری عصب یازدهم ، سمت مبتلا کاهش قدرت و حرکت را نشان می دهد، معمولا در چنین مواردی شانه ی طرف ضایعه افتاده تر به نظر می رسد.

۳-   قوام و توده ی ماهیچه های جناغی-چنبری-پستانی دو طرف معاینه و با هم مقایسه می شود.

۴-   در حالی که بیمار مقاومت می کند، سرش را به طرفین می چرخانیم. با این کار قدرت ماهیچه های جناغی-چنبری-پستانی مشخص می شود.

عصب هایپوگلوس[۷۰]

این عصب نیز از به هم پیوستن چندین رشته عصبی که از شیار قدامی خارج بصل‌النخاع (حدفاصل هرم‌ها و زیتون بصل‌النخاع) بیرون می‌آیند، تشکیل می‌شود. عصب زیرزبانی از کانال هایپوگلوس استخوان اکسیپیتال، از جمجمه خارج می‌شود و ضمن دریافت انشعاباتی از اولین عصب نخاعی گردن (C1)، به سمت مثلث کاروتید پایین می‌آید. در مثلث کاروتید، شاخه فوقانی[۷۱] قوس گردنی[۷۲] از آن جدا می‌شود. عصب هایپوگلوس، سپس به سمت جلو ادامه مسیر داده و بعد از دادن شاخه دیگری از بخش C1 خود به عضله تیروهایپوئید، از بالای عضله مایلوهایوئید به زیر زبان می‌رسد. و پس از اینکه باقیمانده الیاف C1 خود را به عضله جنیوهایوئید فرستاد، به تدریج در عضلات زبان پایان می‌یابد.

 

روش معاینه عصب دوازدهم

۱-   از بیمار می خواهیم زبان را خارج کند، سپس به تقارن ، حرکت ، قدرت و قوام زبان توجه می کنیم. اگر یک بخش ار عصب مشکل داشته باشد زبان به طرف آسیب دیده متمایل می شود.

۲-   از بیمار می خ.اهیم زبان خود را به داخل گونه ها  فشار دهد. همچنین در حالی که زبان درون دهان قرار دارد، آن را از نظر وجود فیبریلاسیون بررسی می کنیم. در آسیب های یک طرفه زبان، انحراف آن بسمت ضایعه خواهد بود.

۳-   ممکن است یک طرف از زبان آتروفی شده باشد.

 

۴-   از بیمار بخواهید زبانش را از گوشه ای از لب به گوشه ای دیگر حرکت دهد ، این عمل را باسد کامل انجام دهد.

۵-   قدرت زبان از لحاظ حرکت به سمت بالا و پایین و چپ و راست بر خلاف نیروی وارد شده باید ارزیابی شود.

۶-   برای ارزیابی حرکات زبانی می توانیم از تولید حروف و واکه ها استفاده کنیم:

/t/ ، /d/ ، /ch/ به منظور بالا بردن نوک زبان

/ l/ ، /n/ به منظور بالا بردن کامل زبان

/i/ ،/j/ به منظور بالا بردن تیغه و پهنای زبان

/g/ ،/k/ به منظور بالا بردن بخش خلفی زبان

عصب زیرزبانی فعالیت حرکتی زبان را کنترل می کند ویکی از مهم ترین اعضایی است که در معاینه تغذیه اصلاحی نورادان وکودکان باید به دقت مورد ارزیابی قرار گیرد.

معمولا کودک مبتلا به آسیب عصبی برای به دست آوردن لقمه ی غذا قادر به شکل دهی، گرد کردن، تیز کردن، جلو بردن، تو بردن، به دو طرف بردن یا بالا بردن زبان نیست. 

 


[۱]. Craniocaudal

[۲]. Olfactory n.

[۳]. Optic n.

[۴]. Oculomotor n.

[۵]. Trochlear n.

[۶]. Trigeminat n.

[۷]. Abducent n.

[۸]. Facial n.

[۹]. Vestibulocochlear n.

[۱۰]. Glossopharyngeal n.

[۱۱]. Vagus n.

[۱۲]. Spinal accessory n.

[۱۳]. Hypogossal n.

[۱۴]. Olfactory n.

[۱۵]. Cribriform plate

[۱۶]. Olfactory tract

[۱۷]. Anosmia

[۱۸]. Optic n.

[۱۹]. Optic tract

[۲۰]. Lat. Geniculate body

[۲۱] visual acuity

[۲۲] visual field

[۲۳] fundoscopy

[۲۴]. Oculomotor n.

[۲۵]. Post.clinoid process

[۲۶]. Cavernous sinus

[۲۷]. Sup. Orbital fissure

[۲۸]. Orbit

[۲۹]. Ciliary ganglion

[۳۰]. Midriasis

[۳۱]. Meiosis

[۳۲]. Ciliary muscle

[۳۳]. Accomodation

[۳۴]. Frenulum veli

[۳۵]. Sup. Oblique

[۳۶].Trigeminal n.

[۳۷]. Trigeminal impression

[۳۸]. Trigeminal ganglion

[۳۹]. Trigeminal neuralgia

[۴۰]. Ophthalmic n

[۴۱]. Maxillary n.

[۴۲]. Mandibular n.

[۴۳]. Lacrimal n.

[۴۴]. Nasociliary n.

[۴۵]. Foramen rotundum

[۴۶]. Foramen Oval

[۴۷] ارزیابی تغذیه اصلاحی دوران نوزادی با استفاده از لقمه ی کوجک غذا که به طور انتخابی در دهان کودک قرار می گیرد، انجام می شود.(روش ابداعی وستلیک و راترفورد ۱۹۶۱).این لقمه ی کوچک کودک را وادار می کند که حرکات دقیق را با زبان و لبها امجام داده و بیسار سریع تولبدگرها را برای کنش گفتاری آماده می کند.چ.ن بیشتر نوزادان و کودکان بسیار خردسال آسیب دیده عصبی معمولا، قادر به درک وپاسخ گویی ارزیابی اعصاب جمجمه ای بزرگسالان نیستند روش تغذیه اصلاحی مشاهده عملکرد عضلانی را به شیوه ای موثر امکان پذیر می کند.

[۴۸]. Abducent n.

[۴۹]. Lat.Rectus m.

[۵۰]. Facial n.

[۵۱]. Nervous intermedius

[۵۲]. Internal acaustic meatus

[۵۳]. Tympanic cavity

[۵۴]. Styloid process

[۵۵]. Stepedius m

[۵۶]. Chorda tympani

[۵۷]Tympanic cavity

[۵۸] Petrotympanic fissure

[۵۹] Greater petrosal nerve

[۶۰] Vestibulocochlear n

[۶۱] Cochleat nevre

[۶۲] Cochlea

[۶۳] Posterolaterl sulcus

[۶۴] Branchimotor n

[۶۵] Inf. Salivatory nuc

[۶۶] Dorsal vagal nuc.

[۶۷] nasal speech

[۶۸] vagus nerve

[۶۹] accessory nerve

[۷۰] Hypoglossal n

[۷۱] Sup. Root

[۷۲] Ansa Cervicalis

صفحه اصلی
فروشگاه
چرا مرکز جامع گفتاردرمانی تبریز
تنظیم وقت ملاقات
خدمات مرکز جامع گفتاردرمانی تبریز
مطالب مفید بیشتری را بخوانید
آپراکسی کلامی چیست؟ چگونه توسط گفتار درمانی ارزیابی و درمان میشود؟